تبليغاتX
ماورای بهشت


ماورای بهشت

تا کجا می برد این نقش به دیوار مرا

هنوز در حال دویدن بود . ساعت از ۳ شب گزشته ... دوستش از دور فریاد میزنه محمد برگرد دنبال چی می گردی ؟ محمد ایندفعه برگشت و با فریاد و عصبانیت گفت :

برید تو خونه هاتون . برید . با من چی کار دارین ؟؟؟ تورو خدا برید

همه خسته شده بودن دوستش رضا دست هاش رو روی زانوهاش گزاشته بود و به همه میگفت :

فایده نداره این کل شغه . بیاد بریم هر کاری کنید برنمیگرده .

محمد آروم تر شده بود به طرف جلو مستقیم و مثل همیشه با دست مصنوعی یادگاری از عملیات که از کنار تلو تلو میخورد راه افتاد . از همه چی مینالید . کم کم دادوفریادهاش با اشک همراه شد .

خیابون های مدینه اینقدر پر نور بودند که مجالی به نور گریه های محمد نمیدادند . مقصدش رو گم کرده بود ... از چند سال پیش آرزو داشت بیاد بقیع رو ببینه ... وقتی اسمش میومد به گریه می افتاد . توی عملیات اگه یا زهرا نمی گفت بچه ها آماده نمیشدند . دیگه از راه رفتن خسته شد . نشست رو زمین . یه مشت خاک برداشت و کوبید زمین و بلند بلند گفت خدایا اینجا کجاست ؟ یعنی این همه نور تو این شهر چرا نباید یه دونش فقط یه دونش تو مزار مادرم باشه ... آی مردم خیلی بی معرفتید . به خدا خیلی بی معرفتید.

دوباره شروع کرد به گریه کردن ... بازم شعر همیشگی رو زمزمه می کرد ... وقتی میگفت مادر برات بمیرم جونش به لب میومد انگار میخواد واقعا با شعرش بمیره . از زمین بلند شده بود و تمام شب رو تو خیابون ها و گاها توی کوچه ها گریه کنان زمزمه میکرد . وای که چقدر راز و نیازاش قشنگ بود .

صبح که همه رفته بودند بقیع محمد از پشت  همه مردم صف شکنی کردو رسید به خاک بقیع ... تا نشست زمین یه مشت خاک پاچید به بدنش تا فرم لباس خاکیش رو از دست نده . وای که چقدر قشنگ گریه میکنه ... اگه خوب گوش تیز کنی می فهمی داره چی میگه   ...

سلام ... منم .... خیلی وقته بار و بندیلم رو جمع کردم ... هنوز نوبتم نشده ؟؟؟

...........

محمد ۱ سال بعد شهدات مادرش به خونه خودش برگشت

یاعلی

نوشته شده در 85/09/29ساعت 15 توسط مهدی| |

سلا خسته نباشید

از وقتی یه جایی پیدا شد که بچه پولدارها برن توش و چهره خودشون رو به نمایش بزارن و معروف بشن بدبختی های موسیقی ایران هم کام تازه ای به خودش گرفت ...

آخه واقعا باید حق داد که هیچ کدومشون تا حالا ۲ تا ۳ سال هم موسیقی حرفه ای کار نکردند و معمولا هم همشون صدای الکتریکی دارند .

درست کردن آهنگ هم که کاری نداره ... یا با fl stedio یا با dance ejay یا با ....

کلا با ارنج و نمیدونم همه چی در میاد ۵۰ هزار تومن ناقابل ... شایدم کم تر ...

مثلا اون اوایل هامد هاکان هفته ای یک آلبوم میداد بیرون و از اینترنت پخش می شد. یا بقیه درپیت هایی که فقط یه تصویری می خوندند تا معروف شوند  .

یه سری عکس های این خواننده های بدون مجوز و بدون کار مذهبی رو براتون میزارم ( در ضمن اگه مجوز هم داشته باشند باید در وزارت ارشاد رو گل گرفت )

....

لیماک :

علیرضا حمید رضا :

حامد حاکان :

فرزاد فرزین :

مهدی مقدم :

علیرضا فرد پارسا چیلیک و اصحابی :

شهرام معصومیان ( معلوم نیست از کدوم دهاته ) :

 

نوشته شده در 85/09/21ساعت 7 توسط مهدی| |

با سلام خدمت شما دوستان . بنا به درخواست شما در مورد مطالبی درباره شیطان چند لینک با مطالب جالب که می توان با بال پر دادن به آن تحقیق خوبی ارائه داد را به نمایش میزارم . امیدوارم استفاده ببیرید . ( برای برو بچز سما ۲ )

یا علی

http://www.khatoonenilofary.blogfa.com/

http://www.azadikhah.com/goonagoon/tazadqoran.htm

http://shiytan.blogfa.com/8502.aspx

http://jenzade.blogsky.com/?Date=1385-01

http://www.xfactor.mihanblog.com/Post-21.aspx

نوشته شده در 85/09/18ساعت 15 توسط مهدی| |

نوشته شده در 85/09/17ساعت 11 توسط مهدی| |

باور کنید موی باریک زندگی توی یه لحظه پاره میشه و اگه تا الان هنوز گره ش پاره نشده برای اینه که دو دستی چسبیدیم بهش .

یه وقت پیش خودتون نگید ای بابا باز که این شروع کرد از بدبختی هاش بگه...

نه به خدا قصد نامید کردن شما رو تو زندگی ندارم . اما اگه یه ذره بیشتر به زندگی مون عمیق تر بشیم به مسئله وجود نداشتن بهشت و فشار قبر یا  هر چیزی که یه مقدار گنگه پی می بریم .

واقعا چرا علیه خدا نباید کودتا کنیم !!! یه کودتای درست حسابی ... بالاخره باید یه جایی به خدا بگیم که اینجا جای ما نیست .

امام صادق در خصوص  آیه ای از قرآن می فرماید :

عبادت کنید تا بمیرید . 

تفسیر جالبی دارد یعنی تا وقتی که نمردید به خدای خود نمیرسید یا بهتر بگویم هنوز همه مان عقل بسیار بسیار محدود حتی محدود تر از جنیان داریم .

پس کی محبوبترینم را خواهم دید ؟؟؟

به نظر شما این دنیا چه سودی داره ؟؟؟؟

زیاده گویی نمی کنم ولی برای من خیلی سخته که مسئولیت به این سنگینی رو باید به اجبار انجام بدم .

برای شما چه طور ؟

نوشته شده در 85/09/15ساعت 16 توسط مهدی| |

سلام ...

واقعا توی این دنیا چه خبره . یه روز ما حاج مهدی هستیم و یه روز هم کافر !!!
مطلب اینکه من کافر شدم رو می تونین تو وبلاگ یکی از رفقای با مرام ما یعنی حاج محسن بخونید ...

http://www.ambtfd.mihanblog.com/

خوب شاید کافر شدن ما واقعیت داره که داره ...

ولی یه چیزی تو دلم مونده که دوست دارم بگم .

من محمد مهدی ن.ق بطور رسمی اعلام میکنم که از هر انسانی که توی این کره خاکی آبرویی رفته باشه حمایت می کنم . هیچ مشکلی هم ندارم اگه بعضی وقت ها میشم حاج مهدی بعضی وقت ها هم میشم کافر .

ولی دلی که ندارم و یا شاید از سنگه خیلی شکست و بدجوری حالم گرفته شد .

تا زنده ام رزمنده ام

علی یارتون

نوشته شده در 85/09/12ساعت 14 توسط مهدی| |

كار زيباي دو خواننده خوب كشور را كه براي حمايت از زهرا خواندند در لينك زير دريافت كنيد. سبک آهنگ شبيه به آهنگ هاي سندي ميباشد . از صاحبان وبلاگ ها و وب سايت هاي حامي اين بازيگر نيز خواهشمنديم اين لينك يا خبر را با درج منبع در سايت خود قرار دهند تا بتوانيم بار ديگر غيرت ايراني را بر جهانيان ثابت كنيم و باعث نشيم دختري به خاطر افکار ما خودکشي کنه .

لطفا آدرس اين خبر را براي دوستانتان نيز ارسال نمائيد و سعي کنيم تا جائي که ميتونيم ستارالعيوب باشيم نه پرده در آبروي ديگران ، و مطمئنا نتيجه اين عمل تو زندگيمون بهتره تا پخش عکس و فيلم اين جريان

فايل مربوطه بصورت زيپ شده در لينک زير موجود ميباشد که ميتوانيد آنرا فقط در عرض کمتر از 2 تا 3 دقيقه دانلود کرده و گوش کنيد
http://www.sonycard20.com/news/CD-Ra-Beshkan.zip



هيشکي نگفت يه دختره
تنها تو اين شهر شلوغ
بين نگاه هرزه
مردی سر تا پا دروغ
چه حالي داشت وقتي همه
آرزوهاش مرده بودن
وقتي که دست هاي پليد
آبروشو برده بودن
هيشکي نفهميد چي کشيد
وقتي که مرگشو مي ديد
توي هجوم نعره ها
هيشکي صداشو نشنيد
بدون دروغ نيست
اين حرف ها داره صحت
همه ماها شديم
يه مار چهار و سه خط
ماييم که وارث درد
ماييم باعث مرگ
غيرت ايراني ها رو
خدايا صاعقه زد
حرف ها بحث ها
رفت روي اعصاب
شد کابوس برگ
کم کم خواست به صدا در بياره ناقوس مرگ
دختر ايراني ناموس تو ناموس من
چرا کاري کرديم خودش بره به پابوس مرگ
چطوري دلمون اومد
با ابروي يه دختر
ما بازي کنيم
که زندگيش بشه مختل
تو کنج اتاق
تکيه داده اون تنها
خدا اشکو به اون
هديه داده بود شبها
ولی حالا شب و روز
چشم ها تشنه اشک
طوري که ديگه تموم شده بود
چشمه اشک
گقت به خدا
اي خداي من
فقط يه خواهش
به من بگو همه اينها فقط يه خوابه
ولي خواب نيست
دخترک بيدار بود
دخترک بازيچه جماعت بيکار بود
بيمار شد
از تهمت هاي کثيف و نابجا
اي خدا بده دخترو از دسيسه ها نجات
پس کجا رفته
غيرت مرداي اين شهر شلوغ
تموم شهر پر شده از مردم سر تا پا دروغ
بيمار شد
از تهمت هاي کثيف و نابجا
اي خدا بده دخترو از دسيسه ها نجات
تا به حال همچين بلايي سرت نيومده
که اگه بياد مي گي بلا از اين بدتر اومده؟
ولي کدوم ما جامونو گذاشتيم جاش
که ببينيم چي مي کشه
ما هم بسوزيم پاش
کاش ياس مي مرد همچين روزي نبود
که غيرت بميره به دست يه خنجر عمود
خنجر به دست يکي بود
ماهمکارشيم
که توي جهنم
ما هم با اون هم بالشيم
خطاب به اون پسر
که چقدر مي توني کثيف باشي
کاري که تو کردي بدتر بود از اسيد پاشي
تو که حاضری خود را بکشی واسه حسین
تو که محرم، سیاه رو می‌پوشی واسه حسین
حسین گفت اگه دین نیست
باشیم آزاد مرد
نه واسه یه سی‌دی کثیف کنیم بازار رو گرم
اون دختر زحمتها کشيد
تا به شهرتي رسيد
واسه لذت بردن از اسمش
يه مهلتي بديد
گفتيد صحبتي جديده
نوبت همينه
با سرعتي عجيب
چه تهمتي زديد
پس کجا رفته
غيرت مرداي اين شهر شلوغ
تموم شهر پر شده از مردم سر تا پا دروغ
الکي تبصره نزن
خودتو تبرئه کني
تو عقل داشتي
خود تو رهبر خودي
ولي دونسته خودت رفتي عقب گناه
پس بشين تو منتظر غضب خدا
ولي نه، ماهي رو هر وقت که از آب بگيري تازه است
پس بدون که راه براي برگشت باز هست
بايد راه بست به تبليغ بيشتر
و سعي کرد براي تبديل خويشتن
به انسان واقعي
با همه صفات
با انصاف و واقع بين
حاضر واسه دفاع
مي گم به اونهايي
که واسه باقي حرف تشنه ان
شک نکن تو همين حالا سي دي رو بشکن

نوشته شده در 85/09/08ساعت 16 توسط مهدی| |

واقعا یه دوست زمانی یه دوسته که وقتی تو تو منجلاب گیر کردی به فریادت برسه .

واقعا برای اونایی میگم که هنوز طعم دوستی رو نچشیدند .

سرمایتون رو فدای دوستی کنید که با شما حتی تو سخت ترین شرایط ممکن یه دوست بمونه و تو رو نجات بده .

اما یه چند بیت شعر کوچیک داشتم در مورد سردار غربت بقیع . و از شما هم این خواهش رو دارم که اشعار زیباتون رو در اختیار ما قرار بدید تا بهترینش رو طبق معمول انتخاب کنیم و با نام خودش اعلام کنیم.

اگه شعر از خودتون باشه بهتره ...

قصه ی پرستوی عاشق اما حیرون و مست

که سرش رو می زاشت شبها روی جا پاهای پست

گره مشت اون پرستو روی خاکا جانشونده

اونقدر گریه کرده که واسه ش نفس نمونده

هنوزم پرستو عاشق روی خاک غم نشسته

انگاری دل پرستو هم واسه مادر شکسته 

نوشته شده در 85/09/06ساعت 18 توسط مهدی| |

شاپرک بالت شکسته ... پر پروازتو بسته

واقعا بال و پرم شکسته . در کمال خوشحالی و شادی و شور همیشگیم و امید به رسیدن به ملکوت

از خیانت های خودم خجالت زده ام

سه شنبه های سبز رویایی من  تبدیل به روزهای عادی شده

نکنه مال شما یه وقت اینطوری شه ( خدا نکنه )

اصلا قضیه من فرق می کنه

امتحان من با همه شما فرق داره

هنوز خیلی کوچیکم که گله از خدا کنم . اما ...

شما جای پای خودتون رو سفت کنید و برای من دعا کنید تا من هم با شما بالا بیام

دست مارو هم بگیرید .

علی یارتون

نوشته شده در 85/09/03ساعت 0 توسط مهدی| |


Design By : Night Skin