تبليغاتX
ماورای بهشت


ماورای بهشت

تا کجا می برد این نقش به دیوار مرا

 

این پست اولین مقاله و پیش درآمدی بر مجموعه مقالات در مورد مرگ است که به امید خداوند در آینده به کمک دوستان خواهم نوشت. در این پست به چند حدیث در این باب اکتفا می کنم؛ که البته برای اهل فهم و معرفت تنها یکی از این احادیث کافی است تا آنچه را که باید را بفهمد.

امیر المؤمنین(ع) فرمود:((بار سفر برگیرید که شما را به سرعت می برند، و برای مرگ آماده شوید که بر شما سایه افکنده است.))

 و فرمود:(( مرگ به پیشانیهایتان بسته شده است.))

و فرمود:((شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمرش کاسته می شود، و خود را برای مرگ آماده نمی سازد.))

و فرمود:((هر که دوری سفر را به یاد بیاورد، مهّیا شود.))

در سختی مرگ این حدیث کفایت می کند که حضرت امام صادق(ع) فرمود:(( عیسی بن مریم (ع) به سوی قبر یحیی(ع)  بن زکریا آمد  و از خداوند خواسته بود که او را برایش زنده سازد. عیسی(ع) او را خواند. یحیی(ع) پاسخش داد، از قبر بیرون آمد و گفت: از من چه می خواهی؟ گفت: می خواهم همانگونه که در دنیا بودی اکنون مونس و همدمم باشی. گفت: عیسی! گرمی مرگ هنوز از من آرام نگرفته است؛ تو می خواهی مرا به دنیا بازگردانی و حرارت مرگ را دوباره به من بچشانی؟ عیسی(ع) او را واگذاشت و یحیی(ع) به قبر خویش باز گشت.))
اگر به این کنته که یحیی(ع) پیامبر خدا بوده و معصوم از گناه، شاید اندکی از سختی مرگ را دریابی!

زیاده سخن گفتم، صدایی در گوش من می خواند که :(( اینقدر گفتی باقی فکر کن!))۳

یا علی


۱.احادیث منقول  از کتاب (( شوکران، اما حیاتــزا)) اثر استاد دکتر علیرضا هدایی می باشد.

۲.منبع تمامی احادیث از کتب معتبر می باشد و در صورت نیاز منابع آورده خواهد شد.

۳.مولوی

نوشته شده در 86/09/30ساعت 20 توسط | |

 

خوش بحالتون حاجی ها که خوب حاجی شدین

ما هم دلمون میخواست بیایم اما خدا شما رو بیشت دوست داره

اگه قلبمون به شما راه داره نوشته های این صفحه رو ، رو مانیتور قلبتون بگیرید و خداییش دعا کنید سال بعد ما هم اونجا باشیم

اصلا یه روز با آقامون اونجا رو گیریم و همیشه اونجا باشیم.

بهتره مگه نه .................

شب جمعه تون دعا کنید آقا بیاد .......

کاش این عید بیاد

رهبری دلسوز و عاشق

میگه که :

یه عنایتی که خراب دلم ..

عید قربان هم مبارک 

و به قول سهیل

و السلام

نوشته شده در 86/09/29ساعت 19 توسط مهدی| |

میلاد جان - سید عزیز

 

لحظه هایی که در کنار ما نیستید چند سوال ذهن درگیرم را فرا میگیرد .

اکنون کجایید ؟... البته میدانم در بهشت . اما میخواهم بدانم چه میکنید ؟

آیا از حال ما خبر دارید؟

شنیده ام وقتی که از بدن آزاد میشوید میتوانید باطن ما را به خوبی ببینید.

آیا باطن من من را دیده اید وقتی که ... 

همیشه ترسم از این بوده که من را ببینید وقتی که دیگر من نیستم ، آن لحظه که پشت به خدا کرده ام و آن لحظه که طغیان درونم جلوه ظاهرم را بهم زده .

آیا باطن من را دیده اید؟

بعد از اینکه رفته اید و دیگر به من سرنزدید ،

فقط یک چیز به ذهنم میرسد .

که فهمیدید پشت این دستگاه جماعت رام کن صورت من مجمعی از آتش نهفته .

تو را به خدا نگاهم نکنید ،

این نگاه های شما آتش شبهای زمستانی من میشود.

این چند شب کابوس میبینم که لحظه ای باز رسوا شوم.

سنگینی نگاه خدا ، آن هم برای یک ذره از ثانیه آنچنان فشاری به قلبم آورده که ، راه جلوی چشمانم تیره و تار شده .

یا عظمت مطلق

چگونه برای تو حاضر شوم ، کاش مرا نابود میکردی ، مانند ذره ای که هیچگاه نفس نکشیده .

مرا نابود کن ، یا پرده را محکم بگیر ،

تا نفسهایم را برای تفکر روی سیمای تو تنظیم کنم...

غیر این خود خود را محو میکنم

نوشته شده در 86/09/22ساعت 19 توسط مهدی| |

به تو نامه مینوسم چون/ یادت مرا فراموش

شاید دلم برایت تنگ شده چون/ یادم ترا فراموش

هنوز زنده اید میدانم ولی باز هم / یادت مرا فراموش

 و در این نزدیکیها به ما نگاه میکنید

ولی باز هم / یادت مرا فراموش

ولی بازهم فراموشتان میکنیم چون/باز هم ترا فراموش

همه چیز را از یاد برده ایم :گذشته ها

پس/ از یاد تو هم فراموش

و ما...

 تمام پلهای پشت سر را... چون/ باز هم ترا فراموش

و تو...

آخرین نگاه / چشمهای بیگناه و لبخند پایانی

و ما...

 نگاههای ترسیده

و اشکهای خشکیده

و شانه های تکیده 

چون / تویی فراموش

و شما...

نامه طولانی شد...

بهترین آرزوها برای تو/باز هم ترا... 

 

نوشته شده در 86/09/18ساعت 17 توسط | |

روایتی بسیار جالبی هست که :

امام صادق (ع) در زمان کودکی اش مانند بسیاری از کودکان مشغول خاکبازی و حفاری خاک بوده است و بسیار دقیق به موجودات درون خاک دقت میکرد .

در این حین ، کرم خاکی ای نظر او را جلب میکند و به او دقت میکند

مادر امام صادق (ع) به او نگاه میکند و از امام آینده ی مسلمین اینگونه سوال میکند :

پسرم ، به نظر تو این کرم چگونه تولید مثل میکند؟ تخم گزار است یا بچه اش را خود به دنیا میآورد ؟

امام صادق (ع) که کودکی ببش نیست ولی سرشار از علم الهی خاندان خویش است ، لبخندی میزند و رو به مادر خویش اینگونه با اطمینان میفرماید :

 

 هر حیوانی که در زمین گوش هایش مشخص و پدیدار باشد ، نوزاد خود را از شکم به دنیا میآورد .

و هر حیوانی که گوش های آن نهان است تخم گزار میباشد .

...

نوشته شده در 86/09/15ساعت 21 توسط مهدی| |

                 

 

از نظر روان شناسان مادی ،رویا فقط مظهر فعالیت های جسمی است و موقع خوابیدن به صورت ناخودآگاه و خارج از کنترل شعور و آگاهی شکل میگیرد.خواب آمیزه ای ساده یا مرکب از رویدادها یا خاطرات دور یا نزدیک شخص می باشد.

بر اساس نظریه ی شرطی رویا چیزی جز مرور خاطرات گذشته در ذهن نیست، ولی چون در حالت خواب فعالیت ذهنی شخص افت پیدا میکند، خاطراتش به صورت مبهم و نامشخص نمودار میشود.در ادوار مختلف گروهی از روانشناسان مادی هیچ فایده و تاثیری برای رویا قایل نبودند در حالی که گروهی دیگر به تاثیر فوق العاده چشمگیر رویا معتقد شده اند و آن را کلید فهم شخصیت فرد و تعدیل و کنترل رفتار می دانند.چنانکه فروید و بعضی دیگر می گویند:

رویا تعبیر صریح و رضایت بخش از تمایلات سرکوب شده در زمان بیداری است.

 

اما از دیدگاه روانشناسان اسلامی آنچه که روان شناسان مادی بر آن تاکید دارند، فقط یک بخش از رویاست.چون رویا می تواند 3 منشا داشته باشد:

1-بشارت های الهی

2-القائات ناراحت کننده و یا تهدیدکننده ی شیطان

3-خطورات ذهنی

 

درمورد رویای قسمت سوم نظر اسلام تائید کننده ی نظر آنهاست و می گوید این رویاها از اندیشه های روزانه تشکیل شده ودر بطن آن تمایلات و افکاری نهفته است که انسان در روز با آن مواجه میشود و در خواب بازتاب می یابد.با این بیان اگر انسان در عالم خواب رویای گناه مشاهده کند،چنین خوابی دو منشا می تواند داشته باشد:

 

1- از القائات شیطان است که می خواهد او را در تنگنا و مضیقه قرار دهد و احیانا به طرف گناه بکشاند در این صورت بعد از بیدار شدن از خواب باید از شرشیطان به خدای بزرگ پناه ببرد و با اذکاری چون اعوذ باالله ...،لا اله الا الله...خود را از فریب شیطان در امان نگه دارد تا آثار سوء چنین خوابی که از کنترل خودش خارج بوده دامنگیرش نشود.

 

              

 

۲- چنین خوابی ریشه در خود او دارد در این صورت 2 حالت میتواند داشته باشد:

الف- تمایل باطنی او به آن گناه را نشان میدهد.بنابراین اگر بعد از تامل و محاسبه ی خویشتن واقعا به این نتیجه رسید که سبب چنین خوابی سستی و ضعف تقوا بوده باید با اتخاذ راهکاری مناسب در جلوگیری از تکرار این نوع خواب بکوشد.

ب- مشاهدات روزانه و تصوراتی است که در طول روز در عرصه ی اجتماع با آنها مواجه بوده و قوه ی خیال از صورت بندی آن مشاهدات چنین رویایی را ترسیم کرده است.لذا باید از دقت و فکر در این امور پرهیز کند تا گرفتار رویای گناه نشود.همین طور که بزرگان فرموده اند: هرگاه موضوع نامناسبی در ذهن تصور شود باید همان طور که از یک در وارد شده ، از در دیگر آن را بیرون کرد و نباید اجازه داد در ذهن باقی بماند ولو برای مدت کمی...

 

به هر حال از آنجا که رویای گناه ممکن است به تدریج زمینه ای برای ارتکاب گناه فراهم آورد، نباید به سادگی از آن گذشت بلکه باید علل و عوامل آن را جستجو نموده و ریشه کن کرد.

نوشته شده در 86/09/14ساعت 14 توسط | |

راستیتش اگه زودتر فیلم رو دیده بودم سریعتر این نقد رو انجام میدادم.

 

 

مثل خیلی از فیلم های ضد اسلام و ضد ایرانی هالیوود ، فیلم جذاب "شماره 23" نیز روال سیاست هالیوود که چیزی جز فرهنگ شکنی و تخریب دین اسلام یا مسلمان های ایرانی یا همان شیعیان نیست را دونبال میکند .

این فیلم که محوریت اصلی آن نشان دادن ، ویژگی عجیب بعضی از اعدا خاص مثل 23 است

سعی بر این دارد که ابتدا این جمله را در ذهن تثبیت کند که :

 

بعضی اعداد نقش و رمز خاصی دارند . مثل عدد 23

برای بهتر تفهیم این مطلب به قسمتی از داستان رجوع میکنیم . جایی که جیم کری به نزد یک استاد ادبی میرود و قضیه را بیان میکند و او در تایید  حرف وی می گوید :

عدد های بسیاری این خاصیت عدد 23 را دارند . مثلا 2 تقسیم بر 3 مساوی 666.  که عدد شیطانست . یا 7 که عدد مقدسی است و یا 13 که عددی نحس است .

 

به این ترتیب ابتدا ذهن بیننده را با نشان دادن صحنه های بسیار از عدد 23 در طول روز در زندگی جیم کری به این نتیجه میرساند که براستی این عدد ، عدد خاصی است و امکان این هست که بعضی از اعداد به این گونه عجیب و پیچیده باشند .

 

ولی در میانه های فیلم که جیم کری کتاب را با ذوق میخواند متوجه این میشود که این عدد دارای رمز است و ابتدا فکر میکند که این موضوع را با دیگران در میان بگزارد اما کسی حرفش را باور نمیکند به جز پسرش .

 

و در ادامه احساس میکند این حساسیت به عدد 23، خاص خود اوست

 ولی انگار طوری این عدد در زندگیش بزرگ شده است که  احساس دیوانه بودن میکند .

 بطوری که ،  ساعت میزی او 23 را نشان میدهد و همه چیز را سعی میکند به 23 نسبت دهد .

.

اما پیام این فیلم و هدف کارگردان از این کار چیست ؟

بسیار واضح است که میخواهد بیان کند که : هر عددی میتواند عجیب باشد و این بستگی به نوع تفکر شخص باشد

"به عقیده انیشتین مغذ دستگاهیست که میتوان درآن یک جهنم بوجود آورد و یا با آن یک بهشت با همه ی تفاسیر ساخت" .

و کارگردان دقیقا میخواهد بفهماند که اگر ما انسانها به هرچیزی دقیق شویم آن را میتوانیم مثل عدد 7 مقدس یا مثل عدد 13 نحس بدانیم . حتی اگر آن چیز بیهوده باشد .

 

با کمی دقت به نکته زیر که در فرهنگ اسلامی و ایرانی ما نقش تقریبا مقدسی دارد پی میبریم که :

 

ما در قرآن اعدادی را مقدس میدانیم و عقیده داریم که این اعداد ، اعداد مقدسی  هستند . مثل عدد 7 که عدد آسمان ها و زمین است و یا 19 که تعداد فرشتگان درهای بهشت است و فرشتگان عذاب و یا 40 که عدد مرسوم در چله نشینی ها و عقیده های تهذیبی است .و ...

این فیلم سعی دارد دقیقا این تفکر را به ما بدهد که این اعداد ساخته خیال است و مانند بقیه اعداد میباشد و اکنون ما عقیده ی پوچی را دارا هستیم .

 

اما کارتنها به اینجا ختم نمیشود .

 

از زمانهای گزشته ما حروف ابجد را که از کنار هم قرار دادن شماره هر حرف بدست میآید  حروف رمزی و گاهی اوقات مقدسی میدانیم

 مثلا عدد معروف 110 که از کنار هم قرار گرفتن حرف های ع ل ی یعنی علی (ع) بدست میآید که توضیحات گوناگونی نیز دارد

" مثلا تعداد ستون های مسجد النبی (اگر نام مسجد را اشتباه نگفته باشم ) 110 تا است که نشان از ولی بودن حضرت علی ع است . چون بسیاری سعی کردن شکاف خانه ی خدا که بخاطر ولادت امام علی بوجود آمده بود را ترمیم کنند و به اصطلاح نام او را حذف کنند اما ستون ها که بر اساس حروف ابجد بود همچنان گواهی خاص بودن شخصیتی به نام علی (ع) را میدهد."

 

یا بسم الله الرحمن الرحیم اولین آیه که 19 حرف دارد و اولین سوره قرآن یعنی علق 19 آیه دارد .

 

که در فیلم شماره 23 بارها و بارها میبینیم که جیم کری با کنار هم قرار دادن بسیاری از چیزهای روزمره عدد 23 را نشان میدهد . مثل شماردن کفش ها و حتی دقیقه و ساعت ها و ....

 

خوب این را هم میدانیم که زمانهای بسیار است که مهریه ی عروسی بسیاری از ما ایرانیان بر اساس حروفهای ابجد و مقدس است .. مثل 14 ... 69 ..... 110 ......114 و ....

که میبینیم چقدر موشکافانه سعی در تخریب این عقیده مقدس و پوچ جلوه دادن این فکر جامعه نسل سومی است.

 

و میتوان گل فیلم و سکانس جالب فیلم را مشاهده کرد که پشت سر جیم کری تابلویی است که عدد 110 را نمایش میدهد . چون کارگردان میخواهد ذهن را در تکاپوی فیلم به سمت تفکر ما ببرد .

 

 

23

 

 http://i4.tinypic.com/716679y.jpg

چون هنوز برای ما سوال است که چرا بعضی اعدا را مقدس میشماریم.

سرزنده باشید.

کپی از مطلب با ذکر منبع موردی نداره .

علی علی

نوشته شده در 86/09/10ساعت 21 توسط مهدی| |

بی خیال داداش ، بزار همه بی مروتی کنند .

 

بزار همه برات بوقلمون باشند .

 

بزار همه جلوت end  مرام باشن و پشت سرت کوه تهمت .

 

بی خیال

بزار دلت با هر کی که ادعای رفاقت کرد گرم بگیره ..... مهم نیست کی میشکونش.

مهم نیست چه کسی برات میمونه .... مهم نیس کی دلتو میشکونه

 

بابا بی خیال ....

 

                                                                 با ما باش

 

ببین این دل منه .... ببین چقدر جای بخیه روش مونده.... این زخمای کوچیک کوچیک و که میبینی؟

ببین ....

پس بی خیال مردم شو ... بی خیال حرف مردم شو

 

اما خودت همونی باش که انتظارشو داری ... مرام و تا ته بترکون ... بزار اسمت بشه معرفت

 

معرفت تموم ....تو عوض همه بشو "عاشق همیشه عاشق".

 

تو عوض همه باش . ولی مثل بقیه عوضی نباش

از خدا هر چی می خوای بخواه . یه خدا داری که اندازه ی همه ی دنیا می ارزه . نمیشه

 

همینجوری فروختش.

 

هیچ وقت ارزون نفروشش . چون هر چی بخوای میده . دیر و زود داره اما

 

امکان اینکه نده وجود نداره .

 

بگو عشقست خدا و بی خیال همه چی شو

 

مثل همه ی آهنگرا !!!...

 

به قول اون پسره :

 مجنونم و دل زده از لیلی ها ... اما دلم گرفته از خیلیا

نوشته شده در 86/09/08ساعت 14 توسط مهدی| |

درجلسه ای مامون از حاضران پرسید:معنای آیه ی *ثم اورثنا الکتاب الذین اصطفینا من عبادنا (سوره ی فاطر-آیه ی 32)* را برای من بازگو کنید.علمل در پاسخ او گفتند:منظور خداوند همه ی امت است.مامون گفت :ای ابا الحسن شما چه می گویید؟حضرت رضا(ع) فرمودند : سخن آنان را نمی پسندم.بلکه می گویم مراد خدای بزرگ از این آیه عترت طاهره اند.

مامون گفت چگونه مراد عترت باشد بدون درنظر گرفتن امت؟حضرت رضا(ع) پاسخ دادند:اگر امت مراد باشد باید همه ی آنان به بهشت روند.اما به دلیل فرموده ی خداوند برخی از آنان به خود ستم می کنند و برخی دیگر میانه رو هستند و گروه سوم به توفیق الهی جزء پیشتازان صحنه های زیبایی هستند.این است همان تفضل بزرگ.سپس ایشان را در بهشت قرار داد و باغ های جاویدانی که در آن درآیند.(طبق سوره ی فاطر آیه ی 32) پس وراثت تنها برای عترت طاهره است.

سپس حضرت رضا فرمودند: ایشان کسانی هستند که خداوند آنان را در کتابش چنین می ستاید:*انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا (سوره ی احزاب آیه ی 33)*

و رسول خدا(ص) درباره ی آنان فرمود:من دوچیز گرانبها میان شما وامی گذارم:کتاب خدا و اهل بیتم.این دو هرگز از یکدیگر جدا نمی گردند تا برکنار حوض نزد من آیند.پس مراقب باشید که پس از من چگونه با این دو رفتار خواهید کرد.ای مردم شما به ایشان علم نیاموزید زیرا آنان از شما داناترند.

      

درپایان حضرت رضا(ع) فرمودند:خدای عزیز جبار در کتاب محکمش عترت را بر مردم برتری داده است.مامون گفت کجای کتاب خدا آمده است؟حضرت رضا(ع) فرمودند:در این فرموده ی خدای متعال...*ان الله اصطفی ادم و نوحا و ال ابراهیم و ال عمران علی العالمین...(سوره ی آل عمران آیات 33و 34)*

---------------------

این مناظره فقط ظاهر ماجراست .چون قضیه به ای سادگیها نیست و پشت صحنه داره:

مامون و سایر خلفا در تلاش بودند تا مقام اهل بیت رو پایین بیارن.سوال مامون هم برای این بود تا بتونه از طریق قرآن ثابت کنه جایگاه ائمه از امت هم پایینتره.اما غافل از این بود که امام رضا(ع) دستشو خوندن و با استناد به آیات قرآن و کلام رسول خدا(ص) به حقانیت عترت اشاره می کنن.

در طول تاریخ خیلیها سعی کردن با دروغ و حیله روایات و احادیثی بسازند که از حرمت اهل بیت کم کنه و برای خودشون آبرو بیاره .این افراد بی توجه به بیانات صریح پیامبر(ص) درمورد ولایت امام علی(ع)،حتی به تکذیب سخنان حضرت رسول(ص)پرداختند.به عنوان مثال پیامبر در لحظاتی که به وفاتشون نزدیک میشد برای چندمین بار به ولایت امیرالمومنین علی (ع) اشاره کردند اما بعد رحلتشون آقای...1-(اسمشو هرکی میخواد بگه تا در گوشی!!!بهش بگم)میگه صحبتهای پیامبر در زمان بیماری بوده و هذیون!!!!!!! محسوب میشه.یعنی بی خیال سفارش رسول خدا(ص) ...عشق است خلافت...

علاوه بر نادیده گرفتن فرمایشات پیامبر برای محکم کردن مقام و وجهه سازی برای بچه محلها شون شروع کردن به خیال پردازی(همون توهم فانتزی این دوره) و یه سری روایت و داستان ساختن که یه نمونش داستان بحیراست که احتمالا یه عده ای شنیدن.

داستان از این قراره که حضرت محمد(ص) در زمان کودکی همراه عموشون ابوطالب و چند نفر دیگه به سمت شام سفر می کنن.تو راه به معبدی می رسن و با بحیرا راهب معبد،روبه رو میشن.بحیرا با دیدن حضرت محمد(ص) به پیامبری ایشون  پی میبره و به ابوطالب سفارش میکنه که مراقب این کوک باشه.تا اینجا داستان به ظاهر ایرادی نداره اما در ادامه 2 تا مشکل پیدا میکنه:

1-راوی قصه ابوموسی اشعریه-ایشون که معرف حضور هستن؟! همون ابوموسی فیلم امام علی(ع)...و جالب اینجاست که او در این سفر نبوده و داستان رو از فرد دیگه ای نقل میکنه .اما نمیگه از کی شنیدم.حالا پیدا کنید جاعل روایت نه ببخشید پرتقال فروش را!!!

2-در ادامه ابوموسی میگه بعد از صحبتهای بحیرا ،ابوطالب حضرت محمد(ص) که کودک بودن را به آقای ...2-(اسم اینم هرکی خواست اعلام آماذگی کنه تا بازم در گوشی بهش بگم)میسپاره.اما جناب ابوموسی یا پرتقال فروش اینجا بازم سوتی میده.چون آقای...2 از پیامبر کوچکتر بودن و امکان نداره ابوطالب بعد از شنیدن مقام حضرت محمد(ص) ایشون رو همراه پسربچه ای با سن و سال کمتربه تنهایی به مکه برگردونده باشن.

در وقع سعی کردن با ساختن این قصه به آقای ...2 اعتبار بدن.با این توجیه که آقای...2 از ابتدا ملازم و همراه پیامبر (ص) بوده.

-----------------

علی رغم خدعه و نیرنگ زیاد یه عده ،مردم به عشق اهل بیت زنده اند و به نورشون اقتدا می کنن...

فاسئل الله الذی اکرم مقامک و اکرمنی بک ان یرزقنی طلب ثارک مع امام منصور من اهل بیت محمد صلی الله علیه و اله

رهسپاریم با ولایت تا شهادت

نوشته شده در 86/09/04ساعت 13 توسط | |

بسم رب الشهداء

 

 

عشق یعنی . عین یعنی شین و قاف

عشق یعنی یک بسیجی ، صاف صاف

حیف دیگر عشق و صافی پاک شد

آن بسیجی قدیمی خاک شد

حال قصه از قدیمیان جداست

قصه دیگر، قصه ی رنگ و ریاست

دیگر ، آن عشق و نجابت مرده است

باد رنگ سرخ خون را برده است

یک بسیجی معنی دیگر شده

نفس اماره صمیمی تر شده

یک بسیجی  حال ، یعنی ادعا

میرود ، اما به سمت نا کجا ...

پس کجا رفته عبادت های ناب؟

پس کجایند خواهران با حجاب؟

آن سفارش های مردان پاک شد

آن بسیجی قدیمی خاک شد

 

عشق رفت و نام دیگر چیره شد

صورت ماه بسیجی تیره شد

لاله های سرخ غمگین تر شدند

این بسیجیان دروغین تر شدند

بانگ سر دادند که ما آماده ایم

ما سپاه رهبر آزاده ایم

خالی و نابود گشت، فرهنگمان

کو سپاه اعظم صاحب زمان ؟

 

ای برادر تا کجاها تاختی ؟

دشمنت را تو مگر نشناختی ؟

دشمنت نفس درون قلب توست

این همه سوز از نفوذ فلب توست

ای برادر چشم ها را باز کن

طور دیگر قصه را آغاز کن

دفتر تو ، ابتدای عاشقی است

مشتمل بر آیه ی دلدادگی است

گر که کشور در قلل های رفیعست

بی بسیجی ، هرچه باشد منتفی است

گر که در قعر جهان هم، گم شویم،

با بسیجی ها ما ،  پیدا شویم

عشق را بار دگر جان میدهیم

با شهیدان عهد و پیمان میدهیم

حفظ باشد تا ابد در یادمان

صاف باشیم ، صاف مثل آسمان

روسفید از این ستیز و جنگ ها

نزد خورشید میان ابرها

یک بسیجی باش مثل عاشقان

مشتعل شو در صف پروانگان

تا که گوییم یک بسیجی سرجداست

یک بسیجی عاشق و بی ادعاست

عشق یعنی عین . یعنی شین قاف

عشق یعنی یک بسیجی صاف صاف

نوشته شده در 86/09/02ساعت 8 توسط مهدی| |

 

امام رضا (ع) :

ای که مرا به خود ، رهبری کردی و دلم را رام باور داشتن خودت ساختی ، از تو آسودگی و ایمان را در دنیا و آخرت خواستارم.

 

انقدر تلویزیون گنبد و ضریح آقا امام رضا رو نشون داد که به اصطلاح بدجوری هوایی مشهد شدم.

هوا هم که بارونییه پس بیاید با هم یه دعا بکنیم :

خدایا بازم زیارت حرم آقا امام رضا رو به ما بندهات عطا کن ....الهی آمین

و همچنین ظهور مولا محمد مهدی (عج)

به یاد مشهد :

 

نوشته شده در 86/09/01ساعت 19 توسط مهدی| |


Design By : Night Skin