ماورای بهشت
تا کجا می برد این نقش به دیوار مرا
با اینکه بدون کسب و کارم بانو بسیار به تو علاقه دارم بانو تو هرچه بخواهی به خدا خواهم داد اما پول مفت من ندارم بانو خواستم به یاد چشماش به خواب برم *فقط واسه دلتنگی شعرو گزاشتم ..قدیمیه ..ایراد زیاد داره میدونم بازی دنیا اگر خوش بوده یار اگه یکی بیاد بزنه تو گوشم بگه آقا پسر امام زمان یه بازی برای ما مردمه ....چی میگم؟ چی بگم "؟؟؟ وقتی واقعا ...باور ندارم .... آره بیادشم ....ولی کجا !!! وقتی که پول کم آوردم وقتی استرس کنکور وجودم و گرفته وقتی سرکار متوجه میشم کار ۵۰ مشتری مونده وقتی .....هی بگزریم.... تکراری ....تکراری..... فقط تونستم همین شعر و بگم و بس .... چراغ خانه ی دلهای رو به ویرانی چرا در آستانه ی ظهور پنهانی؟ مگر نگفتم که دگر جوان نخواهم شد ! نشان پیریم ببین بروی پیشانی ... نشسته ام درون چاه و کاروان رد شد ز یاد برده ای مرا نبی کنعانی ؟؟!!! هزار نامه نوشتم ولی دگر انگار تو نامه های دروغ مرا نمی خوانی ... ورق بزن کتاب جمعه های عمرم را... خودت شو ابتدای فصل های پایانی يكي از معاشيق گفت يعني يكي از اين زميني ها كه مثلا ....بله......... گفتش كه بابا تو شاعر ماعري ....يه جمله شاعرانه در باب من بگو دلمون خوش بشه يك كم يه نگا نگا كردم گفتم ...برو خدا روزيتو جاي ديگه حواله كنه گفت نه ... خلاصه گير داد و پشت گير كه يه شعري ...يه جمله اي يه كوفتي درباره من بگو منم هر چي فكر كردم چيزي يادم نيومد ....از اون طرف ميخواستيم ايشون رو نارحت نكرده باشيم خير سرمون شب بهش اس ام اس دادم گفتم تو شوت شوتي ولي حيف گلي ! ناراحت شد آقا... ديگه اس ام اس و اينا نداد .... بعد يه بار ديگه زنگ زدم بر نداشت ...اس ام اس دادم گفتم كاش كمربند ايمنيت بودم....تا اگه من و از بغلت دور مي كردي جريمه مي شدي.... باي داد ديگه!!! ... پ ن : اين رفيق ما استاد اين تيكه هاس جدا آدمای بدی همیشه پیدا می شن گاهی خوب قدرتو نمی دونن... ولی تو قدرشونو بدون..... قدر همه آدما یه جوره .... بجز کسی که می خواد بره .... این شعر قدیمیه .... ۱ سال پیش : آن زلف تو تا همیشه غوغا میکرد این شعر و من گفتم؟؟؟؟؟ هان؟؟؟؟؟ تا حالا شده ............... الان باسه من شده................. حاجی ما چه دیدهایی داشتیم اون موقع ها ...... گوش کن!!!!
توبه کردم از نگاه اولی هرکجا باشی همانجا میهن است عطر گلها می وزد ، از سوی توست شبنم از حواریون راز توست ولی ازم میخواست ...درد و دل کنم باش نه خوشتیپ بود ....نه خوشگل ...نه دستای ظریفی داشت ...نه لبای سرخ چون اصلا ندیده بودمش اهل کاشان نه....ولی عاشق کربلا بود کادو تولدش برا من فراموش نمیشد خواهر بود.... صداش و یادم نمی آد.... آقا مهدی !!! اواخر پر رو شده بودم ...اسم کوچیکشو صدا میزدم ... آبجی ..... از اون اولش هدفش و قرانی نفسش نکرد بشر نبود فرشته بو........نه نه ....میگفت اینجوری حرف نزن بسم الله الرجمن الرحیم اذا وقعت الواقعه و رفت .... به همین سادگی که تا پایین هیچی رو واضح نفهمیدی سلام خوبی ...خودت که داری این مطلب و میخونی آبجی !! عید شماهم مبارک .... روز نحس رفتنش یادم نیست فقط بیاو ببین و روزای نحس و بشمار به من زنگ نزن..... یا علی علی علی... خودمم نفهمیدم ...دوباره نشین بخون
تا باز به خوابم بیادش دلبرم
خیلی وقته که خوابشم ندیدم
چرا میگی دست از سرش بردارم
دوسش دارم هر چی که هست میخوامش
نمی تونم از اون نگاش بگزرم
این بازی رو هنوز نباختم رفیق
میبینی آخر بازی رو میبرم
وقتی که فکر می کنم حالا کجاست
حس میکنم نشسته دوروبرم
قصه نمیگم که با من بخوابی
نگاه کن این چشمای خیس و ترم
دوباره امشب حرفامو شنیدی
نبود اون شده دیگه باورم
خوابت میاد ...دیگه بیا بخوابیم
شبت بخیر بالش زیر سرم
بر زمینم هرز آورده به بار
من کویرم میشوم روزی بهشت
از زمستان میرسد فصل بهار
پنجه هایم غرق در خاک طلاست
گرچه درویشم به رسم روزگار
مشتری این زمین روزي شدم
میکنم آخر از این بازی فرار
هرچه پیغامی رسید آتش زدم
از برای عهد قبلی با نگار
سخت هست ... اما سیاهی میرود
ميرسد موعود بعد از انتظار


یکجا تب عشق را مهیا میکرد
چشمان تو عاشقانه می ماند اگر
در اوج ،خودی دوباره پیدا میکرد
بازیگر یک تئاتر بودی که در آن
تشویق تو را وارد رویا میکرد
تا صحنه ی هجدهم نفهمیدی که
این نقش تو را حباب ایفا میکرد
عاشق که نبودی ولی آن چشم سیاه
دلهای پریشان زده شیدا میکرد
معروف شدی ولی نمیدانستی
خودکار هوس جای تو امضا میکرد
از دور تورا دیدم و پنهان کردی
آن زخم عمیقی که تمنا میکرد
اینگونه نبود مرغ پروازت دوست
گر در قفس سینه ی من جا میکرد
یاد چشمان تو می افتم، ولی...
مدتی درگیر معنی تو ام
دلخوشم در این فضای بی دلی
اشک من تحکیم پیمان تواست
آسمان هم رنگ چشمان تواست
سرنوشت روزی اگر دوری گزید
بودن آن تحت فرمان تو است
آسمان تشبیهی از سیمای توست
یاسمن خاکی به زیر پای توست
روح باران هم خماری میکشد
مست آن تصویر ناپیدای توست
با تو کشتی دل من ایمن است
شب دعای ماه من را میکند
زلف تو امواج دریای من است
تحت تاثیر هوای کوی توست
چیدمان جالب گلهای سال
از مضایای خم ابروی توست
شر اهریمن نگاه ناز توست
هر صدایی محو امواج تو است
باد مجنون صدای ساز توست
روز اول آدمت درمانده شد
آدم از هوای حوا رانده شده
سیب بودی و فقط بوییدمت
شهرت من تا ابد دیوانه شد

| Design By : Night Skin |

