تبليغاتX
ماورای بهشت


ماورای بهشت

تا کجا می برد این نقش به دیوار مرا

از خودش نمی گفت ..کم حرف بود

ولی ازم میخواست ...درد و دل کنم باش

نه خوشتیپ بود ....نه خوشگل ...نه دستای ظریفی داشت ...نه لبای سرخ

چون اصلا ندیده بودمش

اهل کاشان نه....ولی عاشق کربلا بود

کادو تولدش برا من فراموش نمیشد

خواهر بود....

صداش و یادم نمی آد....

آقا مهدی !!!

اواخر پر رو شده بودم ...اسم کوچیکشو صدا میزدم ...

آبجی .....

از اون اولش هدفش و قرانی نفسش نکرد

بشر نبود

فرشته بو........نه نه ....میگفت اینجوری حرف نزن

بسم الله الرجمن الرحیم

اذا وقعت الواقعه

و رفت ....

به همین سادگی که تا پایین هیچی رو واضح نفهمیدی

سلام خوبی ...خودت که داری این مطلب و میخونی آبجی !!

عید شماهم مبارک ....

روز نحس رفتنش یادم نیست

فقط بیاو ببین و روزای نحس و بشمار

به من زنگ نزن.....

یا علی

علی علی...

خودمم نفهمیدم ...دوباره نشین بخون

نوشته شده در 88/05/05ساعت 22 توسط مهدی| |

محکم بنویس....

از کوفه .....

اصلا از مدینه

ولی برنگرد به کربلا...

ببین مردم کوفه رو برنگرد کربلا....

داستان از کجا شروع میشه

..........سید حسن نصرالله صحبت میکنه برای امت خودش و رهبر ما رو رهبر خودش میدونه و کل جمعیتشون  پیروی میکنند و اتحاد دارن

نشونشون جنگ ۳۳ روزه و .......

همین اسرائیل که نشون میدن چقدر قدرت منده

۳۳ روز..............

 

حرف اینجاست که همه ی دولت های شیعه رهبرشون رهبر ماست....ولی رهبر ما ...رهبر ماست ؟؟؟؟

 

فقط کافی پای صحبت های همدیگه دقت کنیم به جمله مقام رهبری و ....؟؟؟

؟؟؟؟؟؟؟

کربلا کجاست ؟؟

کوفه چی بود ؟؟؟؟

ما بریم سینه زنی کنیم و حواسمون به ۱۳۰۰ سال پیش ولی چه فایده قبول نداریم حرف امام حسین رو که زنده تره.....

عقیده میکشیم و خودمون رو یار میدونیم...........

محکم بنویس ما هم کوفه ای میشیم............!

 

نوشته شده در 87/10/11ساعت 17 توسط مهدی| |

سلام خانوم و یا آقای " ۰ "

تو نظرات مطلب "سجده شعر" کل اطلاعات خانوادگی من رو بیان فرمودید .. عیبی نداره

البته فهمیدم شما کی هستید ...

... ۱۷ ساله ی  ...

متولد پاییزی ... !!

ادامه اش ساکن بماند

حتما شخصیت م. نور تو این چند سال خیلی عوض شده ، بعضی از بچه ها به من میگن تو آدم دورویی هستی و فقط نماد آدم مذهبی ها هستی و باور کن مث شما تو روی من اینو میگن ، یادمه یه بار یکی میخواست بگیره من و بزنه ... در حالی که فحش میداد

بسیجی بودن و مذهبی بودن برا من یه لقبه ... و حرف شما درسته

هرچند بخاطر این دو تا چیز هم سیلی خوردم هم کتک خوردم هم چاقو خوردم و هم سختی کشیدم

اگه الانم یکی ازم بپرسه ارزشش و داشت که خیلی از موقعیت هات رو بخاطر این دو چیز ول کنی ؟ بهش میگم نمیدونم ...

من شاید جزو نفرات اولی بودم که حداقل تو تهران بلد بودم آهنگسازی رو به صورت حرفه ای انجام بدم با فقط و فقط نرم افزار ... الانشم میتونم و قاعدتا با فروشش پول خوبی دستم میاد ولی ...

ببین جناب ۰ یا هرکسی که به من یا امثال من این طعنه رو میزنن

{ من حزب خودم رو دارم ... نه حزب ا... ییم نه هیچ فرقه دیگه ، بیشتر کسایی هم که واقعا من و میشناسن میدونن شاید عقایدی رو دارم که از نظر اسلام (کنونی) متفاوته }

اما خوب بیشتر عقایدم هم به اسلام و تفکر قشنگش شیعه میخوره ، این دلیل نمیشه حالا که من ریش میزارم و نماز میخونم و میرم مناطق جنگی ... آهنگ گوش ندم و سراغ چیزی نرم و رابطه مو به هر شکلی با مونث قطع کنم یا اخلاق بدی داشته باشم ...

من حزب خودم و دارم ... حالا شما هرچی میخواین اسمشو بزار

.

التماس دعا در

ایام فاطمیه ...!

نوشته شده در 87/03/07ساعت 13 توسط مهدی| |

خیلی خیلی میترسم

از اینکه مرگ داره میاد ...

از اینکه خدایی نکرده دوباره اونایی که دوسشون دارم از دنیا برن

کاش ما آدما خیلی راحت دل میکندیم

به قول یکی

بعضیا به اینجا تعلق دارند نمیمیرن مگر اینکه زمین دیگه اونا رو نخواد

بعضیا هم اصلا مال اینجا نیستن

یه بار خوای دیدم دو تا از دندونام لق شده ... ۲ تا از فامیلامون مردن

یه بارم خواب دیدم ...

خدا کنه امشب که میخوابم خواب صبح و ببینم

یا اصلا خداکنه فردا صبح شده باشه !

بيا و کشتی ما در شط شراب انداز

خروش و ولوله در جان شيخ و شاب انداز

 

مرا به کشتی باده درافکن ای ساقی

که گفته‌اند نکويی کن و در آب انداز

  

بيار زان می گلرنگ مشک بو جامی

شرار رشک و حسد در دل گلاب انداز

 

اگر چه مست و خرابم تو نيز لطفی کن

نظر بر اين دل سرگشته خراب انداز

نوشته شده در 86/11/23ساعت 22 توسط مهدی| |

مولا ویلا نداشت معاویه کاخ سبز داشت.

گفتم چیزی بخوان

گفت : رویم سیاه...

میدانی که...

گفتم میدانم خشکسالیست.

اما در کیفهای سامسونت هم یک خروار مضمون ناب خفته است.

بوفالوهای آمریکا خلیج فارس را شخم میزدند.

برادرم با پوتینهای کهنه ی سربازیش

بسیج میشود...

مادرم آب و آیینه و قرآن می آورد.

پدرم "والله خیر حافظا " می خواند.

اما بعضی خاطرشان جمع است

که ناوگان آمریکا

به استخرهای سرپوشیده شان کاری ندارد.

امسال به ساعتهای کاسیو اطمینان کردیم

و نماز صبحمان قضا شد!

امسال متولیهای مسجد و امامزاده

باهم مسابقه گذاشتند

و همه از رساله ی امام یک جور سوال دادند.

تلویزیونهای رنگی...سشوار...

هدف بالابردن معلومات است.

کودکان شش ماهه هم می توانند شرکت کنند.

بشتابید...

تبلیغات فلان مسجد

رنو و پیکان پخش میکنند.

باری هرچه میکشیم

از دست مرغ و بنز و ویلاست.

اصلا با این طرح چه طورید؟

جان دادن از ما

طرح اقتصادی از شما!

من فکر میکنم شاعری زخم زبان می خواهد.

شاعری یعنی موی دماغ سیاست بازان

شاعری که با خیال راح می خوابد

اصلا شاعر نیست.

بیا به آفتاب نهج البلاغه برگردیم.

چرا نهج البلاغه را جدی نمی گیریم؟

مولا ویلا نداشت.

معاویه کاخ سبز داشت.

پیامبر(ص) به شکمش سنگ می بست.

امام سیب زمینی می خورد.

البته به شما توهین نشود

دیشب جلوی مهمانم تخم مرغ آب پز گذاشتم.

دیشب مادرم با چای و کشمش سر کرد.

او قلبش برای انقلاب می تپد.

اما وسعش نمی رسد یک نوار قلب بگیرد.

همه ی منحنیهای دردش را نشان نمی دهد.

مادرم دفترچه ی خدمات درمانی ندارد.

و همیشه ابوالفضل به دادش میرسد.

او برای شهیدان اشک میریزد.

حلوا میپزد.

و به ما یاد میدهد که چگونه شبهای جمعه

با چهار قاشق حلوای نذری سیر شویم.

او قبر شهیدان را با دست می شوید.

وقتی باد چادر وصله دارش را تکان میدهد

بوی فقر و غربت

تمام پرچمهای سبز و سرخ را به بوسه میگیرد.

او نمی داند کادیلاک چه جانوری است.

اما خوب می داند

که شمشیر امام حسین (ع) از طلا نبوده است

و امام زمان درجزیره ی خضر نیست.

او قلبش برای انقلاب می تپد.

و هر شب دعا میکند که پیروزی با امام باشد و آقا بیاید.

علیرضا قزوه

یادش به خیر این شعرو قدیما میتونستی تو یه سری از مجلات ارزشی پیدا کنی...نمیگم کی چون واضح و مبرهن است که این گلایه ها برمیگرده به یه عده که...اونایی که تا بودند یادشون رفت فقر یعنی چی ..البته حق داشتن چون اصلا طعمشو برای لحظه ای هم نچشیده بودن...اونایی که الان در غنای کامل دم از مردم و فقر میزنن ...چرا؟چون فهمیدن خدمت به ملت و میهن معنای واقعی شایسته سالاریه و سازندگی...بعضی آبروی ریخته شده رو دارن با آبکش!جمع  میکنن...اما یادشون باشه که ما یادمون نرفته...

این شعر تقدیم!!! بود به همون بعضیا

و

به عشق امیرالمومنین امام علی (ع)

و رهبر فرزانه ی انقلاب

نوشته شده در 86/10/10ساعت 11 توسط | |

اس ام اس زده : ( قدیمیه ....مال صد سال پیش ولی الان دارم بازش میکنم....)

تست کنکور ۸۶

معنی آیه و کونوا قوامین بالقسط چیه؟

گزینه ۱- بیا.......................................................

آقا اگه گزینه ۱ رو بخونی و حال کنی کافر شدی...کسی که این پیام رو بهت داده باید بکشی دستوره مرجع تقلیدته........

مگه اون سلمان رشدی چی گفت ؟ که امام دستور قتل رو براش صادر کرد...چرا براش میلیون جایزه گزاشتند؟؟؟

اون وقت اس ام اس میزنه

جهان آخرت میشه خدا به ترکه میگه بیا جای من خدایی کن...حکم بده............

اصلا اول این پیام کفره...بخونی و حال کنی کافر شدی.........نمازات تو سطل آشغاله.

حالا باز بگید فقط یه جوکه..........

برا آقا فاضل خدا بیامرز جوک ساختن اونم جوکی که  دوست دارم بعد خوندنش برا خودم گریه کنم.

و فقط خدا رو شکر میکنم که هر موبایلی دست من رسید فروختمش....خدا رو شکر

کافر و مرتد مگه شاخ و دم داره.........؟

نوشته شده در 86/04/07ساعت 20 توسط مهدی| |

بنزین داری؟

دیشب همین پمپ بنزین بالای خونه ما رو زدن ترکوندن هیچ کس هم صداش در نیومد کسی اصلا مرده نمرده.....(ایرانپارس)

این طرح سوخت هم واقعا مکافاتی شده. خوب اگه ملت نمیخواین این طرح و بردارین دیگه .

من یه شب داشتم با یکی در مورد این قضیه حرف میزدم و بهش میگفتم طرح جالبیه و خلاصه مشخص میشه بنزین کشور کجا میره. اما طرف زیر بار نرفت که نرفت.

وقتی بیشتر مردم اینجورین و صبر ندارن ، بزارید بنزین تموم بشه اصلا... سهمیه بندی بنزین تو این شرایط به نظر من یه ایده غیر قابل پذیرشه. حالا 18 تیر هم نزدیکه دیگه واویلا..

حالا تو این 70 میلیون نفر کسی  نیست که در مورد بنزین حرف نزنه.

حتی این بچه همسایه ما رفته مغازه به یارو میگه بستنی بنزینی بده. پس فردا نفت رو هم میارن سر سفره میخورن . والله

خدایا تو این شرایط یاد تو از ذهن ما میره . کمک کن.

نوشته شده در 86/04/06ساعت 18 توسط مهدی| |

طرف بعد 2 سال دیدار خصوصی با رهبر رو  با هزار هزار بدبختی و پارتی بازی بدست میاره .

زمان دیدار میرسه. تا آقا رو میبینه تو اون 5 دقیقه ای که بهش مهلت داده میشه یا بغض میکنه و یا گریه اش میگیره . آخرش هم با همون حالت بغض و میگه : آقا میشه چفیه تو به من بدی؟

آقا خامنه ای یا هر شخص دینی و مجتهد ما وقتی این صحنه رو میبینه از درون آتیش میگیره و بخاطر جهل این فرد ناراحت میشه ولی ظاهرا لبخند میزنه و دست نوازش به سر اون شخص میکشه...

 

didar

 

آیا واقعا ما وقتی باید یه شخصیت مذهبی رو ببینیم بزنیم تو سرمون و گریه کنیم؟

آیا باید به عنوان تبرک ازشون چفیه یا جوراب و یا چیز دیگه ای بگیریم؟

آیا اگه امام زمان هم به ما رجوع کرد ما همه فقط باید گریه کنیم؟

 

رفیق! این جهله

 

تو رو خدا این همه جاهلانه رفتار نکنیم. همین الان با هم فکر کنیم که اگه الان آقا امام زمان رو ببینیم چه چیزی میخوایم بهشون بگیم.....؟ یا شایدم میخوایم براشون آب غوره بگیریم.؟؟؟؟

البته بعضی وقتا

ریه خوشگلترین حرف....یادمون نره گریه خودش سلاحه.....اما...

حواسمون باشه دیگه

نوشته شده در 86/04/01ساعت 11 توسط مهدی| |

یه شب تو گشت بودیم . چند تا لات تو کوچه نشسته بودند و مشغول فحشکاری. دوزاریم افتاد که اینا مست هستند . با جمع بسیج رفتیم سر وقتشون . و اونها هم مقاومت کردند. حالا بماند چه اتفاقاتی افتاد . اما قصد من از این داستان این بود که این رو بگم :

«میون این درگیری یه زن از خونه اومد بیرون و وقتی دعوا رو دید شروع کرد به بچه های بسیج حرف قلمبه زدن» میگفت : شما که بسیجی هستید. از شما بعیده  . شما نباید شر کنید و.....از این حرفا.

میخوام اینو بگم که یه عده از بسیجی نما ها یه کارای وحشتناکی کردن که مردم نسبت به بسیج حساس شدند. و بسیج رو نقطه مقابل خودشون میبینند.

حرفم به همه ی بچه بسیجیا اینه که همیشه مراقب رفتارشون تو همه جا باشند . رفیق ، بسیجی باید الگو باشه. و مثل قدیم قدیما عاشق...

شب سه شنبه ظهور آقا رو از خدا بخواید. ماروهم اون آخر آخرا دعا کنید.

نوشته شده در 86/02/11ساعت 19 توسط مهدی| |


Design By : Night Skin