تبليغاتX
ماورای بهشت


ماورای بهشت

تا کجا می برد این نقش به دیوار مرا

این موضوع عشق به جنس مخالف در کره زمین و در کل در بعد این جهان یه روز کامل رو میخواست تا من دربارش فکر کنم و تجزیه اش کنم و مطلبی رو براتون بزنم و الان 12.25 شبه که با ینکه فردا کار مهمی دارم آماده اش کردم.

 

(این مطلب از ذهن خودمه و هنوز تحقیقی روش نکردم و باید تحقیق میکردم ولی فکر میکنم به اندازه کافی تحلیلش کرده باشم...به هر حال حتما بعدا اگه مشکلی داشت تصحیحش میکنم)

 

...اما سوالی که برای بعضی از بچه مذهبی ها و شیعه ها از جمله (رفیقای خودم – فامیل ها – آشنایان و .... پیش اومده که واقعا سوال قشنگی بود که به این شرحه :

آیا یه پسر و یا دختر مسلمون(شیعه)  باید عاشق بشه یا نه ؟ (منظور جنس مخالفه)

به 2 صورت جواب دادم :

 

1-     اگر سریع به ازدواج برسه

2-     اگر مدت ها زمان بخواد

 

جواب 1- قائدتا خیلی خوبه اما عشقی که یه هفته ای باشه اولا مشخص نمیکنه که این واقعا عشقه یا چیز دیگه است... پس بنابر این خوبه ولی معلوم نیست اشتباه بوده یا غلط

 

جواب 2 – خوب این عشق از قدیم هم بوده... داسانهای لیلی و مجنون و شیرین و فرهاد و...نمیشه پنهون کرد و معمولا سالها یه پسر و دختر عاشق هم میمونند.

 

از خوبی های این قضیه :

 

1-     معمولا هیچکدوم بواسطه دوست داشتن همدیگه دست به تقلب و دوباره عاشقی نمیزنند و یک رابطه عمیق عرفانی رو بوجود میارن. البته اگه اولین بار و آخرین عشق باشه..

2-     معمولا هر کدوم بواسطه همچین نعمتی گناه رو مانع عشق میبینند و از انجام اون بخاطر این نعمت خودداری میکنند

3-     معمولا رابطه هر کدوم از اشخاص با خدا بیشتر میشه و جریانات احساسی به خدا هم کشیده میشه .

4-     نوعی حجب و حیا در بعضی از این عشق هایی که دوری مانع رسیدن آنهاست ایجاد میشه که زمینه های بسیار خوبی در تربیت اولاد ها بوجود میاره.

 

از بدی های این امر :

 

1-     اگه این عشق به راحتی در اختیار دو نفر قرار بگیره و نزدیک هم باشن احتمال قضیه بنزین و پنبه و اشتعال پیش میاد و ...

2-     اگه احیانا و احتمال زیاد بخاطر نزدیکی این دوستی قهر و جدایی پیش بیاد بدلیل اینکه اولین تجربه عاطفی بوده تاسیر وحشتناکی در ادامه روال زندگی آن دو شخص دارد.

3-     دوری و عشق قدیمی و پایبند بودن زیاد در آخر به توهم گرایی تبدیل میشه و این بسیار برای هر کدوم نقطه قعر روحی میشه.

 

مسئله بعدی که در ادامه عشق برای افراد مذهبی پیش میاید مسئله خدا گرایی است...

که آیا خدا با امر عشق ما موافق است ؟

اصلا خدا در این مورد چه میگوید ؟

 

پاسخ :

خدا در قرآن بارها از حوری ها و فرشته های بهشتی چه زن و چه مرد ذکر کرده است. و همیشه به انها انسان را تشویق میکند .

حالا میتوان اینگون برداشت کرد :

خدا ارزشی برای عشق یک پسر به دختر قرار نداده. زیرا حوری بهشت را آنچنان تایید و تعریف میکند که یعنی آن پسر با دیدن آنها عشق به آن دختر را که در این جهان عاشقش بوده از سر بیرون کند.

اما...

بعضی از علما و مفسرین میگویند :

در روایات و فرمایشات امامان و پیامبر اولین و مهمترین نتیجه ای که میتوان در مورد عشق به خدا استخراج کرد اینست که :

انسان در آن جهان تا خدا را میبیند و اهل بیت و نورانیت آنها را اصلا فراموش میکند که عشق به یک دختر چه بوده است... پس میگویند این عشق چیز زمینی و بی چیزی است.

 

من هم میگویم :

اما اگر اینگونه بود پس چرا خدا در قرآن چندیدن بار یاد حوری ها را در دل مسلمین انداخته است...  ؟؟؟؟؟؟

مگر عشق خدا بعد از چند روز از بین میرود که حوری را جایگاه بعدی نزد خودش قرار داده؟؟؟؟(نعوزبالله)

 

نتیجه میگیریم که : عشق خدا و چیزهای دیگر را باید از هم جدا کرد... هرکسی در این دنیا به دنبال خدا باشد و عشقش را طلب کند به همان اندازه این عشق را میبیند. پس اگر کسی اینطرف عاشق او نیست گمان نکند میتواند آنطرف مجنون شود... اینجا محل کشت است. و آنجا برداشت.

 

پس عشق خدا از عشق به یک موجود جدا میشود .

 

حالا سوال اصلی و مهم دیگر پیش میاید .

اگر برای مثال پسری عاشق دختری در این جهان باشد و از آن طرف هم مشتاق لقا با خدا باشد و در این حین بمیرد عشق او چه میشود.....؟؟؟؟

 

آیا در بهشت به او عشق بهتری میدهند ؟

یا یکی مثل همان را برایش تولید میکنند تا فراق را حس نکند ؟

 

پاسخ : هر چه هم حوری و ... زیبایی بی حد و مرزی داشته باشد عشق چند ساله او به ان دختر نمیشود ، و آنچنان که عشقی با معرفت باشد نمیتواند با موجودی دیگر طاق بزند.

در ثانی اگر از عشق آن پسر دو تا بود(یعنی برایش ظاهر آن دختر تکراری بود ) که آن پسر از اول عاشق آن دختر نمیشد.....

هر چه هم فضیلت های آن دختر را در کالبد یک حوری قرار داده شود باز آن عشق نمیشود...

 

مثالی بزنم تا بیشتر روشن بشه :

فرض کن دفترچه خاطراتی داری که 5 سال است همه چی ...غم و غصه و شادی و رنج و چه چه را در آن نوشته ای... و بعضی اوقات خسته شدی از بس نوشتی

حالا برای تو دفتری آمده است که اولا نو و تازه است و دوما کاملا پیشرفته است و دارای تکنولوژی روز است و دارای امکانات جالبی است......

حالا اگر آن دفتچره بتواند تمامی اطلاعات قدیمی دفترچه اول را به خودش منتقل کند باز هم تو آن دفترچه قیمی را دوست داری و دور نمی اندازیش ... شاید همان را بخواهی و عوض نکنی.

 

نتیجه کلی این قضیه بر این شد :

 

1-     عشق در این جهان نوعی نعمت با طرز استفاده مثبت و خوبی است که دیگر نمیتوان ان را یافت . پس اگر میخواهید به این نعمت برسید با توکل بر خدا و رعایت اصل زمیمه دار این قضیه باشید. و به ازدواج برسانیدش

2-     عشق خدا و عشق به موجودات به طور کل از هم جدا نیست و میتوان به هم آشکار ربط داد ولی آنگونه هم نیست که این عشق را دو سیم به هم بدانیم و فکر نکنیم آن دنیا معجزه میشو و یکهو عاشق خدا میشویم باید همینجا دست بکار شویم.

3-     عشق های پاک برای بندگان پاک و خوب خداست و عشق به خدا بزرگترین نوع دوستی و قشنگیست . طوری که اگر دوستت دارم به خدا را با تحکیم قلبی بگویی دیگر زبنت نمیچرخد که به کس دیگر هم  این کلام را بگویی.

 

انشالله سودمند بوده باشد

گمنام.

راستی برای تمام کنکوری ها دعا نمایید که ایشالله قبول بشن

بیماری هم هست که بنده خدا احتمالا تمور مغضی داره و دم کنکورش هم بود خیلی دعاش کنید ایشالله که حالش خوب شه.

والسلام....

 

نوشته شده در 86/04/10ساعت 10 توسط مهدی| |


Design By : Night Skin