تبليغاتX
ماورای بهشت


ماورای بهشت

تا کجا می برد این نقش به دیوار مرا

فقط کافیه یه سر بزنی به گوگل:

بنویس انیشتین+اسلام

چی میبینی؟

حالا بنویس شهید سعید شاهدی

نتیجه ی این 2تا رو مقایسه کن

چند وقته که یه نامه ای از انیشتین به آیت الله بروجردی منتشر شده و تو خیلی از سایتها قابل مشاهده است.(متن این نامه رو میتونی همینجا ببیبنی.برو تو بخش موضوعات:انیشتین و آیت الله بروجردی)

تو این نامه انیشتین کلی از اسلام تعریف کرده و یک سری از کشفیات خودش رو مطابق با اسلام دونسته.

اما اصل مطلب:

1-این نامه از طرف آقای مهدوی نقل میشه و طبق شواهد از مسایل محرمانه محسوب میشده.الان هم گویا اصلش در موزه نگه داری میشه.حالا سوال اینه که اگه واقعا این نامه محرمانست پس چرا به این سرعت و شدت پخش شده؟ممکنه یه عده بگن هرچیزیو که منع کنی نتیجه عکس میده.یعنی چون محرمانه بوده گسترش پیدا کرده.

جواب:چرا بسیاری از موضوعات ارزشی اسلام و انقلاب که جزء مسایل سری و امنیتی نیستن به این صورت انتشار پیدا نکردند؟مگه حتی یاهو ایران رو از لیست کشورها حذف نکرد؟پس جای تعجب داره که اعتراف فردی مثل انیشتین که  محرمانه هم بوده این طوری گسترش پیدا کنه.

2-اکثر سایتها این نامه رو دقیقا مطابق با مطلبی که همینجا هم نوشته شده درج کردن.حتی یه "و" هم کم یا زیاد نشده.

سوال اینه که اگه واقعا اینقدر اسلام رو کامل دونسته پس چرا مسلمون نشده؟بعضیا ممکنه بگن چون محرمانه بوده و جان پروفسور تو خطر میوفتاده.چون تو بخشی از این نامه(که جزء موارد مشترک در اغلب سایتها و نامه ی اصلی نیست) انیشتین از اسلام کلی تعریف میکنه و میگه من که یهودی بودم با شناخت دینتون مسلمون شدم.

جواب:آیا واقعا فردی مثله انیشتین مسلمون شده؟چه طوری میشه باور کرد دستگاه های جاسوسی و اطلاعاتی صهیونیزم متوجه این موضوع نشدن؟از اون بدتر چرا چنین سیستم امنیتی اجازه داده ابتدای این نامه با محتوای تمجید از اسلام منتشر شه؟مگه غیر از اینه که یاهو که یک سرور اسرائیلیه حتی اسم یه کشور رو به بهانه ی مسلمون بودن مردمش حذف کرد؟

۳-این نامه ادامه ی دیگه هم داره که کاملا متضاد با موارد بالاست و به سختی میشه پیداش کرد.

جناب پروفسور در ادامه ی نامه کلی به علامه مجلسی و آیت الله بروجردی نقد(تو مایه های توهین)میکنه و تعالیم شیعه رو خرافات میدونه.سوال:کدوم بخش از نامه درسته؟اونی که انیشتین از اسلام تعریف میکنه یا بخشی که نسبت به این دین ارادتشو!!! اظهارمیکنه؟طبق موارد بالا ممکنه به نظر برسه بخش دوم صحیحه.یعنی انیشتین اسلام رو دینی مهمل جلوه میده.اگه اینجوریه پس چرا بخش دوم نامه به راحتی دردسترس نیست؟

جواب:اونهایی که میخواستن سیاست مبارزه با اسلام رو عملی کنن با بخش اول نامه(به فرض اینکه همچین نامه ای واقعی باشه) به راحتی به جواب رسیدن.این موضوع ،روش جدیدی نیست ودر طول تاریخ هم دیده میشه.عده ای سعی کردن تاریخو جوری بنویسن که خودشون صلاح میدونن.

به عنوان نمونه میگن:

هنگام بعثت وقتی پیامبر (ص) تو غار حرا بودن صدایی میشنون.شک میکنن که این صدا از جانب کیه.شیطان و جن یا جبرئیل؟!(طبق قرآن پیامبر و اهل بیت معصوم از گناه و خطا هستن_آیه ی تطهیر_ پس بدون تردید رسول اکرم متوجه دریافت وحی از جانب خدا بودن.)برای همین آزمایش میکنن...(اینکه دقیقا چه کار میکنن از قسمتهای وهن آمیز این روایته که بنده از بیانش شرمسارم.هرکی خواست خودش بره دنبالش)

زمانی که از غار برمیگردن به شدت مضطرب بودن.به خواب میرن و خواب عجیبی میبینن.وقتی بیدار میشن اون چیزی که تو رویا دیده بودنو برای حضرت خدیجه(س) تعریف میکنن.ایشون میگن عالم سرشناس یهودی رو میشناسم که بسیار متدینه و به خوبی خواب تعبیر میکنه.به سراغ او بریم...

پیامبر(ص) و حضرت خدیجه (س) پیش او میرن و ازش کمک میخوان!!! او هم میگه اورکا! اورکا! تو ای محمد(صلی الله علیه و آله رو خودم اضافه کردم)پیامبر و فرستاده ی خدایی.ایول! به خودم که متوجه این موضوع شدم.

آیات قرآن و تعالیم الهی برای هر چشم بینایی به اندازه ی کافی واضح هستن. بنابراین پیامبر با شنیدن وحی از ابتدا متوجه مبعوث شدنشون میشن.اما دشمن زمانی که متوجه شد نمی تونه جلوی پذیرش و نشر این دین رو بگیره سعی کرد از راه های دیگه ای وارد شه.یکیش اینه که خودش (به طور غیر مستقیم) به این دین مهر تائید بزنه.(نمونه ی دیگه: http://www.docheshm.blogfa.com/post-279.aspx)

نامه ی انیشتین ازسند و اعتبار لازم برخوردار نیست.درقسمت اول پروفسور از اسلام حمایت میکنه که در راستای همون سیاستیه که دربالا ذکر شد.علاوه بر این انیشتین از اخباریون شیعه تمجید میکنه درصورتی که این دارودسته مورد تائید علمای فقیه شیعه نیستن و حمایت از این طیف ازجمله موارد قابل توجه هست که به راحتی از کنارش نمیشه گذشت...

به طور کلی درطول تاریخ اسلام ناب محمدی(ص) فقط از طریق آیات نورانی قرآن و روایات مستند ائمه علیهم اسلام گسترش یافته و درآینده نیز به همین طریق انتشار خواهد یافت.دین مبین اسلام دریای بیکرانی از معارف الهی را شامل میشه که برای اثبات حقانیتش عقلی سلیم و وجدانی بیدار میطلبه و به هیچ وجه محتاج تائید علوم مختلف و دانشمندان نیست.

درمورد ارتباط دین و علم(هماهنگی یا عدم آن) در مباحث بعدی صحبت خواهد شد.ان شا الله

<<منتظر>>

نوشته شده در 86/10/17ساعت 12 توسط | |

(با تشکر فراوون از حاج محسن یاور خودم 

انشتین و آیت الله بروجردی و راز تنها یک روایت ...

آلبرت اینشتین(فوت 1955 م) در رساله ی پایانی عمر خود با عنوان: "دی ارکلرونگ" Die Erkla"rung - von: Albert Einstein – 1954 یعنی:"بیانیه" که در سال 1954 آن را در امریکا و به آلمانی نوشته است - اسلام را بر  تمامی ادیان جهان ترجیح میدهد و آن را کاملترین ومعقولترین دین می داند. این رساله در حقیقت همان نامه نگاری محرمانه ی اینشتین با آیت الله العظمی بروجردی (فوت1340ش =1961م) است که توسط مترجمین برگزیده شاه ایران محرمانه صورت پذیرفته است اینشتین در این رساله "نظریه نسبیت" خود را با آیاتی از قرآن کریم و احادیثی از (نهج البلاغه) وبیش از همه (بحارالانوار) علامه مجلسی (که از عربی به انگلیسی توسط  حمید رضا پهلوی (فوت1371ش) و.. .ترجمه وتحت نظر آیت الله بروجردی شرح می شده) تطبیق داده و نوشته که هیچ جا در هیچ مذهبی چنین احادیث پر مغزی یافت نمیشود وتنها این مذهب شیعه است که احادیث پیشوایان آن نظریه ی پیچیده "نسبیت" را ارائه داده  ولی اکثر دانشمندان نفهمیده اند.

             آیت الله بروجردی و انیشتین      آیت الله بروجردی و انیشتین

از آنجمله حدیثی است که علامه ی مجلسی در مورد  معراج جسمانی رسول اکرم(ص) نقل میکند که: هنگام برخاستن از زمین دامن یا پای مبارک پیامبر به ظرف آبی میخورد و آن ظرف واژگون میشود.اما پس از اینکه پیامبر اکرم(ص) از معراج جسمانی باز میگردند مشاهده میکنند که پس از گذشت این همه زمان هنوز آب آن ظرف در حال ریختن روی زمین است ...اینشتین این حدیث را از گرانبهاترین بیانات علمی پیشوایان شیعه در زمینه ی "نسبیت زمان" دانسته و شرح فیزیکی مفصلی بر آن مینویسد...همچنین اینشتین در این رساله "معاد جسمانی" را از راه فیزیکی اثبات میکند(علاوه بر قانون سوم نیوتون=عمل وعکس العمل). او فرمول ریاضی معاد جسمانی را عکس فرمول  معروف "نسبیت ماده و انرژی" میداند:

                                                          E = M.C2 >> M = E :C2

یعنی اگر حتی بدن ما تبدیل به انرژی شده باشد دوباره عینا" به ماده تبدیل شده و زنده خواهد شد. او همچنین در همین رساله عقیده ی به "وحدت وجود" را از خرافات های شایع شده توسط ملا صدرا تلقی کرده و آن را از دیدگاه "فیزیک کلاسیک" و "فیزیک نسبیتی" به شدت مورد حمله قرار می دهد ...بطور خلاصه: او میگوید: هر موجودی دارای حیطه و مرز فیزیکی خاص خود است(حیز وجودی) که امکان ندارد با موجود یا وجود دیگری اتحاد یا وحدت داشته یا بیابد...در رابطه با "عقل" نیز با کمال شگفتی - انیشتین نظریه ی اخباریون شیعه را ( که عقل را نسبی میدانند و در حریم شرع و دین آن را بکار نمیبرند) صحیح دانسته و میگوید: حق با اخباری های شما ست وهنوز زود است که مردم این را بفهمند..اصل نسخه ی این رساله اکنون جهت مسائل امنیتی به صندوق امانات سری لندن - بخش امانات پروفسور ابراهیم مهدوی- سپرده شده و نگهداری میشود... ـ (منبع)


در ادامه نیز فرمول ریاضی خاصی برای "عقل نظری بشر" ارائه داده و "نسبیت" آن را اثبات میکند... . اینشتین در این کتاب همواره از آیت الله بروجردی با احترام و به لفظ"بروجردی بزرگ" یاد کرده و از شادروان
پروفسور حسابی نیز بارها  با لفظ"حسابی عزیز" یاد کرده است.


3000000دلار بهای خرید این رساله توسط پروفسورابراهیم مهدوی( مقیم لندن) با کمک یکی از اعضاء شرکت اتومبیل" بنز" از یک عتیقه فروش یهودی بوده و دستخط اینشتین در تمامی صفحات این کتابچه توسط خطشناسی رایانه ای چک شده و تایید گشته که او این رساله را به دست خود نوشته است

نوشته شده در 86/05/03ساعت 17 توسط مهدی| |


Design By : Night Skin