ماورای بهشت
تا کجا می برد این نقش به دیوار مرا
بسم رب اشهدا و الصدیقین دست نوشته اي از شهيد احمدرضا احمدی رتبه اول کنکور پزشکي سال 64 ساعتي قبل از شهادت به هر جا که اينجا نباشد، يعني اضطراب که کودکم کجاست؟ جوانم چه مي کند؟ دخترم چه شد؟ به راستي ما کجاي اين سوال ها و جواب ها قرار گرفته ايم ؟ کردند و زنده زنده به رسم اجدادشان به گور سپردند. و در مبدا به حلقومي اصابت نموده و آن راسوراخ کرده وگذر مي کند، حالا معلوم نماييد سرکجا افتاده است؟ لندکروزي را که با سرعت درجاده مهران – دهلران حرکت مي نمايد، مورد اصابت موشک قرار مي دهد،اگراز مقاومت هوا صرف نظر شود. معلوم کنيد کدام تن مي سوزد؟ کدام سر مي پرد؟ کتاب لانه بگيريم؟ كه هر روز مادرت دركيفت مي گذارد؟ كدام اضطراب جانت را مي خورد؟ دير رسيدن به اتوبوس، دير رسيدن سر كلاس، نمره گرفتن؟ و آنگاه كه قطره اي نم يافتي؟ با اميدهاي فراوان به بالين آن كودك رفتي تا سيرابش كني؟ به زمين پس نداد. با تشکر از وبسایت : www.javidol-asar.blogfa.com
چه کسي مي داند فروديک خمپاره قلب چند نفر را مي درد؟
چه کسي مي داند جنگ يعني سوختن، يعني آتش، يعني گريز به هر جا،
کدام دختر دانشجويي که حتي حوصله ندارد عکس هاي جنگ را ببيند و اخبار آن را بشنود.
از قصه دختران معصوم سوسنگرد با خبر است؟
آن مظاهر شرم و حيا را چه کسي ياد مي کند که بي شرمان دامنشان را آلوده
کدام پسر دانشجويي مي داند هويزه کجاست؟
چه کسي در هويزه جنگيده؟
کشته شده و در آنجا دفن گرديده؟
چه کسي است که معني اين جمله رادرک کند:
نبرد تن و تانک؟! اصلا چه کسي مي داند تانک چيست؟
چگونه سر 120دانشجوي مبارز و مظلوم زير شني هاي تانک له مي شود؟
آيا مي توانيد اين مسئله را حل کنيد؟
گلوله اي از لوله دوشکا با سرعت اوليه خود از فاصله هزار متري شليک مي شود
کدام گريبان پاره مي شود؟
کدام کودک در انزوار و خلوت اشک مي ريزد؟
و کدام کدام .............؟
توانستيد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اگر نمي توانيد، اين مسئله را با کمي دقت بيشتر حل کنيد:
هواپيمايي با يک و نيم برابر سرعت صوت از ارتفاع ده متري سطح زمين، ماشين
چگونه بايد اجساد را از درون اين آهن پاره له شده بيرون کشيد؟
چگونه بايد آنها را غسل داد؟
چگونه بخنديم و نگاه آن عزيزان را فراموش کنيم؟
چگونه مي توانيم در شهرمان بمانيم و فقط درس بخوانيم.
چگونه مي توانيم درها را به روي خود ببنديم و چون موش در انبار کلمات کهنه
کدام مسئله را حل مي کني؟ براي کدام امتحان درس مي خواني؟
به چه اميد نفس مي كشي؟ كيف و كلاسورت را از چه پر مي كني؟
از خيال، از كتاب ، از لقب شاخ دكتر يا از آدامسي
دلت را به چيز بسته اي؟ به مدرك، به ماشين، به قبول شدن در حوزه فوق دكترا؟
صفايي ندارد ارسطو شدن خوشا پر كشيدن، پرستو شدن
آي پسرك دانشجو، به تو چه مربوط است كه خانواده اي در همسايگي تو داغدار شده است؟جواني به خاك افتاده است؟
آي دخترك دانشجو، به تو چه مربوط است كه دختران سوسنگرد را به اشك نشانده اند؟ و آنان را زنده به گور كردند ؟
هيچ مي دانستي؟ حتما نه! ...
هيچ آيا آنجا كه كارون و دجله و فرات بهم گره مي خورد،
به دنبال آب گشته اي تا اندكي زبان خشكيده كودكي را تر كني
اما ديدي كه كودك ديگر آب نمي خورد!!
اما تو اگر قاسم نيستي، اگر علي اكبر نيستي،
اگر جعفر و عبدالله نيستي،
لااقل حرمله مباش!
كه خدا هديه حسين را پذيرفت و خون علي اكبر و علي اصغر را
من نمي دانم كه فرداي قيامت اين خون با حرمله چه خواهد كرد....
پس بيايد حرمله مباشيم
| Design By : Night Skin |

