ماورای بهشت
تا کجا می برد این نقش به دیوار مرا
با همه لحن خوش آوایی ام در به در کوچه ی تنهایی ام ای دو سه تا کوچه ز ما دور تر نغمه ی تو از همه پر شور تر کاش که این فاصله را کم کنی محنت این قافله را کم کنی کاش که همسایه ی ما می شدی ما یه ی آسا یه ی ما می شدی هر که به دیدار تو نائل شود یک شبه حلال مسائل شود دوش مرا حال خوشی دست داد سینه ی ما را عطشی دست داد نام تو بردم ، لبم آتش گرفت شعله به دامان سیاوش گرفت نام نو آرامش جان من است نامه ی تو خط امان من است ای نگهت خواسته ی آفتاب بر من ظلمت زده یک شب بتاب پرده بر انداز ز چشم ترم تا بتوانم به رخت بنگرم ای نفست یار و مدد کار ما کی و کجا وعده ی دیدار ما . . . . ( زنده یاد محمد رضا آغاسی ) az weblog : az weblog: به آسمان نگاه کن به آسمان نگاه کن به آسمان نگاه کن به آسمان نگاه کن به آسمان نگاه کن **** انسان نرم و لطيف زاده مي شود و به هنگام مرگ خشک و سخت مي شود. گياهان هنگامي که سر از خاک بيرون مي آورند نرم و انعطاف پذيرند و به هنگام مرگ خشک و شکننده. پس هر که سخت و خشک است مر گش نزديک شده و هر که نرم و انعطاف پذير سرشار از زندگي است. سخت و خشک مي شکند. نرم و انعطاف پذير باقي مي ماند. **** مي داني ! خيلي بد است که يهو ببيني همه چيز بازي است ... !! az webloge :
آفتابا مدد کن که امروز
باز بالندهتر قد برآرم
ياريام ده که رنگينتر از پيش
تن بلبخند گرمت سپارم.
گر تغافل کني ريشهي من
در دل خاک رنجور گردد
بازوان مرا ياوري کن
تا نيايشگر نور گردد.
شاديام بخش و آزادگي ده
تا زمين تو دلجو کنم من
پر گشايم به روي چمنها
باغهاي تو خوشبو کنم من.
ابر بر آسمان مينويسد:
عمر کوتاه و شادي? چه بيپاست.
بي سر و پا نميداند افسوس
شبنم زودميرا چه زيباست.
بر سراپردهام -گرچه کوچک-
آسمان چتر آبي گرفتهست
وين دل تنگ در دامن کوه
خانهاي آفتابي گرفتهست.
آفتابا غروب تو ديدم
خيز از خواب و کمکم سحر کن
سرد بودهست جان من اينجا
گرم کن جان من? گرمتر کن.
«سياوش کسرايي»
| Design By : Night Skin |


