ماورای بهشت
تا کجا می برد این نقش به دیوار مرا
درجلسه ای مامون از حاضران پرسید:معنای آیه ی *ثم اورثنا الکتاب الذین اصطفینا من عبادنا (سوره ی فاطر-آیه ی 32)* را برای من بازگو کنید.علمل در پاسخ او گفتند:منظور خداوند همه ی امت است.مامون گفت :ای ابا الحسن شما چه می گویید؟حضرت رضا(ع) فرمودند : سخن آنان را نمی پسندم.بلکه می گویم مراد خدای بزرگ از این آیه عترت طاهره اند. مامون گفت چگونه مراد عترت باشد بدون درنظر گرفتن امت؟حضرت رضا(ع) پاسخ دادند:اگر امت مراد باشد باید همه ی آنان به بهشت روند.اما به دلیل فرموده ی خداوند برخی از آنان به خود ستم می کنند و برخی دیگر میانه رو هستند و گروه سوم به توفیق الهی جزء پیشتازان صحنه های زیبایی هستند.این است همان تفضل بزرگ.سپس ایشان را در بهشت قرار داد و باغ های جاویدانی که در آن درآیند.(طبق سوره ی فاطر آیه ی 32) پس وراثت تنها برای عترت طاهره است. سپس حضرت رضا فرمودند: ایشان کسانی هستند که خداوند آنان را در کتابش چنین می ستاید:*انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا (سوره ی احزاب آیه ی 33)* و رسول خدا(ص) درباره ی آنان فرمود:من دوچیز گرانبها میان شما وامی گذارم:کتاب خدا و اهل بیتم.این دو هرگز از یکدیگر جدا نمی گردند تا برکنار حوض نزد من آیند.پس مراقب باشید که پس از من چگونه با این دو رفتار خواهید کرد.ای مردم شما به ایشان علم نیاموزید زیرا آنان از شما داناترند. درپایان حضرت رضا(ع) فرمودند:خدای عزیز جبار در کتاب محکمش عترت را بر مردم برتری داده است.مامون گفت کجای کتاب خدا آمده است؟حضرت رضا(ع) فرمودند:در این فرموده ی خدای متعال...*ان الله اصطفی ادم و نوحا و ال ابراهیم و ال عمران علی العالمین...(سوره ی آل عمران آیات 33و 34)* --------------------- این مناظره فقط ظاهر ماجراست .چون قضیه به ای سادگیها نیست و پشت صحنه داره: مامون و سایر خلفا در تلاش بودند تا مقام اهل بیت رو پایین بیارن.سوال مامون هم برای این بود تا بتونه از طریق قرآن ثابت کنه جایگاه ائمه از امت هم پایینتره.اما غافل از این بود که امام رضا(ع) دستشو خوندن و با استناد به آیات قرآن و کلام رسول خدا(ص) به حقانیت عترت اشاره می کنن. در طول تاریخ خیلیها سعی کردن با دروغ و حیله روایات و احادیثی بسازند که از حرمت اهل بیت کم کنه و برای خودشون آبرو بیاره .این افراد بی توجه به بیانات صریح پیامبر(ص) درمورد ولایت امام علی(ع)،حتی به تکذیب سخنان حضرت رسول(ص)پرداختند.به عنوان مثال پیامبر در لحظاتی که به وفاتشون نزدیک میشد برای چندمین بار به ولایت امیرالمومنین علی (ع) اشاره کردند اما بعد رحلتشون آقای...1-(اسمشو هرکی میخواد بگه تا در گوشی!!!بهش بگم)میگه صحبتهای پیامبر در زمان بیماری بوده و هذیون!!!!!!! محسوب میشه.یعنی بی خیال سفارش رسول خدا(ص) ...عشق است خلافت... علاوه بر نادیده گرفتن فرمایشات پیامبر برای محکم کردن مقام و وجهه سازی برای بچه محلها شون شروع کردن به خیال پردازی(همون توهم فانتزی این دوره) و یه سری روایت و داستان ساختن که یه نمونش داستان بحیراست که احتمالا یه عده ای شنیدن. داستان از این قراره که حضرت محمد(ص) در زمان کودکی همراه عموشون ابوطالب و چند نفر دیگه به سمت شام سفر می کنن.تو راه به معبدی می رسن و با بحیرا راهب معبد،روبه رو میشن.بحیرا با دیدن حضرت محمد(ص) به پیامبری ایشون پی میبره و به ابوطالب سفارش میکنه که مراقب این کوک باشه.تا اینجا داستان به ظاهر ایرادی نداره اما در ادامه 2 تا مشکل پیدا میکنه: 1-راوی قصه ابوموسی اشعریه-ایشون که معرف حضور هستن؟! همون ابوموسی فیلم امام علی(ع)...و جالب اینجاست که او در این سفر نبوده و داستان رو از فرد دیگه ای نقل میکنه .اما نمیگه از کی شنیدم.حالا پیدا کنید جاعل روایت نه ببخشید پرتقال فروش را!!! 2-در ادامه ابوموسی میگه بعد از صحبتهای بحیرا ،ابوطالب حضرت محمد(ص) که کودک بودن را به آقای ...2-(اسم اینم هرکی خواست اعلام آماذگی کنه تا بازم در گوشی بهش بگم)میسپاره.اما جناب ابوموسی یا پرتقال فروش اینجا بازم سوتی میده.چون آقای...2 از پیامبر کوچکتر بودن و امکان نداره ابوطالب بعد از شنیدن مقام حضرت محمد(ص) ایشون رو همراه پسربچه ای با سن و سال کمتربه تنهایی به مکه برگردونده باشن. در وقع سعی کردن با ساختن این قصه به آقای ...2 اعتبار بدن.با این توجیه که آقای...2 از ابتدا ملازم و همراه پیامبر (ص) بوده. ----------------- علی رغم خدعه و نیرنگ زیاد یه عده ،مردم به عشق اهل بیت زنده اند و به نورشون اقتدا می کنن... فاسئل الله الذی اکرم مقامک و اکرمنی بک ان یرزقنی طلب ثارک مع امام منصور من اهل بیت محمد صلی الله علیه و اله رهسپاریم با ولایت تا شهادت
| Design By : Night Skin |


